16/4/2 - 14:00
شماره مطلب : 2900
ارزیابی راهبردی

سرچشمه های چالش موشکی

مسئله اصلی نمایش قابلیت های موشکی ایران نیست بلکه مسئله اصلی این است که هرگونه اشتباه محاسباتی در ذهن امریکا در این باره که ایران تحت تاثیر برجام، یا در تلاش برای حفظ آن، محافظه کار شده، الگوی رفتار خود را تغییر داده یا مشغول بازنگری در الگوی محاسباتی پیشین خود است، تصحیح شود.

مهدی محمدی، روزنامه وطن امروز- یکم- بالا گرفتن بحث ها درباره برنامه موشکی، از نظر من، فعلا یک «جریان اصلی» (main stream) در محیط سیاست گذاری راهبردی امریکا درباره ایران نیست. اگر به دنبال موضوعاتی بگردیم که امریکایی ها می خواهند آن را موضوع تعامل و اگر نشد فشار بیشتر علیه ایران قرار بدهند، مسائل منطقه ای –چنانکه خواهم گفت- در اولویت قرار دارد. در ایران نیز، دولت در موقعیتی نیست که به برنامه موشکی به چشم یک «برگ مذاکراتی» نگاه کند چرا که اولا مدیریت برنامه عملیاتی موشکی ایران در اختیار دولت نیست و همانطور که وزارت خزانه داری امریکا در بیانیه اخیرش نوشته فرماندهی موشکی الغدیر با سلسله مراتب مشخص در نیروی هوافضای سپاه آن را بر عهده دارد ،  ثانیا وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به عنوان بخشی از دولت خود به طور وسیع درگیر توسعه فناوری و تولید موشک است و ثالثا مجوزهای بالادستی برای مذاکرات موشکی (شبیه چیزی که برای مذاکرات هسته ای وجود داشت) مطلقا صادر نشده است.

دوم- کشف منشا راهبردی بگومگوهای اخیر درباره برنامه موشکی ایران بسیار مهم تر از خود این مجادلات است چرا که همانطور که گفتم فعلا بعید است که امریکا بخواهد برنامه موشکی ایران را موضوع «برجام بعدی» قرار بدهد و آن به اولویت نخست خود علیه ایران ارتقا بدهد. این امر چند دلیل مهم دارد:

  1. هیچ معاهده بین المللی یا مقررات الزام آور جهانی درباره برنامه موشکی وجود ندارد که بتوان ایران را به تخطی از آن متهم کرد.
  2.  روسیه، چین و احتمالا برخی اعضای اروپایی شورای امنیت به دلایل سیاسی فراوان و از جمله به دلیل معادلات پیچیده حاکم بر روابط میان آنها و امریکا، زیر بار هیچ اقدامی درون شورای امنیت علیه برنامه موشکی ایران نخواهند رفت. در واقع، به تعبیر دقیق تر، امریکا قادر نیست اجماعی را که درون 1+5 درباره موضوع هسته ای ایجاد کرد، درباره مسئله موشکی بازسازی کند. (این مسئله مهمی است؛ اگر به یاد بیاوریم کسانی مانند دنیس راس و مایکل سینک از فردای نهایی شدن برجام عقیده داشتند مهم ترین سرمایه امریکا در توافق هسته ای با ایران، اجماعی است که درون 1+5 ایجاد کرده و اولویت نخست امریکا باید حفظ این اجماع در سایر موضوعات باشد.)
  3. در صورت اقدام یک جانبه شدید، و اعمال تحریم علیه ایران به بهانه برنامه موشکی، بدون تردید برجام در ایران به خطر خواهد افتاد. امریکا می داند مرزهایی وجود دارد که اگر از آنها عبور کند حتی دولت در ایران نیز قادر به حفظ برجام نخواهد بود.
  4. مسئله موشکی ایران یک تهدید فوری برای امریکا یا یک اولویت سیاسی- راهبردی برای آن نیست و فعلا موضوعات منطقه ای و ایجاد و حفظ یک چارچوب ژئوپلتیکی جدید در خاورمیانه که ایران هم بخشی از آن باشد، موضوع بسیار مهم تری است.
  5. افکار عمومی ایران، دیدگاهی عموما مثبت به تقویت توان نظامی بویژه برنامه موشکی دارد. قرارداشتن در میانه منطقه ای فروپاشیده و در هم ریخته که هر روز از گوشه ای از آن تهدیدی جدید بر می خیزد، جامعه ایرانی رادر همه لایه ها و طبقات آن متقاعد کرده است که سرمایه گذاری در حوزه دفاعی یک امر ضروری و غیرقابل چشم پوشی است. به همین دلیل است که می بینیم پس از حاج قاسم سلیمانی، سردار امیرعلی حاجی زاده هم آرام آرام در حال بدل شدن به یک چهره محبوب در میان جوانان ایرانی است. یکی از پیش نیازهای ضروری برجامیزه کردن هر موضوع امنیت ملی در ایران، تخریب ذهنیت جامعه نسبت به آن و قرار دادن آن در دوقطبی با اقتصاد و معیشت است. درست است که امریکایی ها و برخی دوستانشان در داخل، تلاش می کنند مسیری که درباره برنامه هسته ای در لایه هایی از افکار عمومی ایران طی شد درباره برنامه موشکی هم تکرار شود، ولی هنوز فاصله ای بسیار و موانعی عبورناپذیر با «نقطه اقدام» دارند.

سوالی که در اینجا باید به آن پاسخ داد این است که اگر آنچه گفتیم لاقل تا حدودی توصیف کننده نگاه واقعی امریکا به برنامه موشکی ایران باشد، پس منشا مجادلات لفظی اخیر میان ایران و امریکا درباره برنامه موشکی چیست و نتیجه احتمالی آن چه خواهد بود.

سوم- از جنبه راهبردی، مسئله اصلی برای امریکا پس از توافق هسته ای این بوده است که حفظ برجام را بدل به اولویت شماره یک امنیت ملی ایران کرده و آن را به «استاندارد شدن تدریجی» رفتار ایران در همه حوزه های درگیری یا رقابت راهبردی با امریکا مشروط کند. در واقع، آنچه برای امریکا از خود برجام مهم تر است این است که ایران وارد دورانی از خودکنترلی وپذیرش استانداردهای امریکا در همه حوزه هایی شود که واشینگتن آنها را برای خود تهدید می داند. ارزیابی طرف امریکایی، زمانی که برجام درحال نهایی شدن بود، این بود که این توافق جریان غربگرا را در ایران محبوب تر و قدرتمندتر و در نتیجه قدرت اعمال فشار آن بر دیگر بخش های حاکمیت را بیشتر خواهد کرد؛ فرآیندی که امریکا تصور می کرد به نحو اتوماتیک به رفتار معتدل تر ایران در سایر حوزه ها خواهد انجامید بی آنکه درباره آنها مذاکره ای صورت گرفته یا امتیازی واگذار شده باشد. اکنون و حدود 3 ماه پس از اجرایی شدن برجام، ارزیابی امریکا این است که ایران در مسیری معکوس حرکت می کند. این امر منجر به یک نبرد محاسباتی میان ایران و امریکا شده و هر کدام از آنها سعی می کند محاسبات طرف دیگر را در دوران پسابرجام مدیریت کرده و به سمت و سوی مدنظر خود کانالیزه کند. در ایران، اکنون اراده ای شکل گرفته است که قصد دارد به امریکا ثابت کند برجام یک پایان بوده نه یک آغاز، یک تاکتیک بوده نه یک استراتژی و یک مورد بوده نه یک مدل. آزمایش های موشکی اخیر در ایران بیش از آنکه هدف نظامی داشته باشد، دارای هدف گذاری های راهبردی است. مسئله اصلی نمایش قابلیت های موشکی ایران نیست بلکه مسئله اصلی این است که هرگونه اشتباه محاسباتی در ذهن امریکا در این باره که ایران تحت تاثیر برجام، یا در تلاش برای حفظ آن، محافظه کار شده، الگوی رفتار خود را تغییر داده یا مشغول بازنگری در الگوی محاسباتی پیشین خود است، تصحیح شود. امریکا به خوبی می داند که برنده واقعی رقابت راهبردی با ایران در فاز پسابرجام معلوم خواهد شد نه در برجام. اگر برجام قادر به «انقلاب زدایی از ایران» نشده باشد، آن وقت امریکا پسابرجام را باخته است و این باخت همه دستاوردهای احتمالی برجام برای امریکا را اگر نگوییم بی ارزش می کند لااقل به سطحی بسیار نازل تقلیل خواهد داد.

چهارم- جنبه دیگر مسئله همان است که قبل از توافق هسته ای، از جانب منتقدان مذاکرات، به صراحت پیش بینی شده بود. بنجامین رودز معاون متنفذ مشاور امنیت ملی امریکا دیروز به صراحت گفته، و یک سال و نیم پیش هم، روزنامه واشینگتن پست با همین صراحت نوشته بود که آنچه در ذهن امریکا می گذرد این است که بتواند فشار بر ایران در سایر موضوعات را حفظ کرده و بلکه افزایش بدهد بی آنکه نگران باشد که ایران با ابزار هسته ای به این فشارها پاسخ بدهد. درواقع آنچه در ذهن امریکا می گذرد این است که چگونه می تواند تحریم ها را احیا کند بدون اینکه ایران از برجام خارج شود. رودز دیروز در حاشیه نشست امنیت هسته ای گفته است: «برجام سبب شد بدون نگراني با تهديد موشکي ايران مقابله مي کنيم». از دید من این بزرگترین تهدید ناشی از برجام است. توافق هسته ای، بی آنکه چیز زیادی به ایران عرضه کند، مهم ترین عامل باز دارنده در مقابل توسعه فشارهای غرب به «سایر حوزه های امنیت ملی» را از ایران گرفت. پیش از این، امریکا می دانست که اگر در حوزه های تروریسم، موشکی و حقوق بشر گام های اساسی برای تحریم ایران بردارد، پاسخ را درون برنامه هسته ای ایران خواهد گرفت؛ اما حالا تصور می کند ایران نیرومندترین ابزار پاسخ دهی خود را از دست داده و بنابراین راه برای توسعه دامنه فشارها گشوده شده است. از این منظر، تلاش امریکا برای حرکت تدریجی به سمت تحریم سپاه و برنامه موشکی ایران، محصول مستقیم درکی است که امریکا از «کاهش توان پاسخ دهی ایران در اثر برجام» به دست آورده است. اگرچه این امر باعث نمی شود برنامه موشکی ایران در اولویت امریکا قرار بگیرد اما در میان مدت، دولت امریکا را به سمت رادیکالیسم بیشتر در این حوزه – و حوزه های مشابه- سوق خواهد داد.

پنجم- مسئله بعدی که بسیار حیاتی –و بلکه حیاتی تر از همه آن چیزی است که بالاتر گفتیم- این است که امریکا حس می کند یک شریک قابل اتکای داخلی برای تقابل با برنامه هایی نظیر برنامه موشکی دارد. تجربه بیش از یک دهه درگیری مستمر با امریکا درباره پرونده هسته ای به ما می گوید در اینکه امریکا تصمیم بگیر در یک حوزه خاص بر ایران فشار بیاورد –و مثلا تحریم هایی در آن حوزه اعمال کند- «همراهی یک جریان قابل اتکای داخلی و ترجمه فشار به سازش» بسیار مهم تر «تهدیدآمیز بودن» خود آن موضوع است. در ابتدای سال 89، هیچ تهدید ویژه ای از جانب برنامه هسته ای ایران متوجه امریکا نبود اما امریکا در خرداد 89 با قطعنامه 1929 تحریم ها را به طور اساسی تشدید کرد صرفا به این دلیل که تصور می کرد این امر جریان فتنه 88 را نیرومند تر می کند و این جریان در صورت به دست گرفتن کار، همه آنچه امریکا در حوزه هسته ای می خواهد را با هزینه بسیار پایین به آن پیشکش خواهد کرد. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 92 هم هیچ اتفاق خارق العاده ای در برنامه هسته ای ایران رخ نداده بود اما امریکا و اروپا تحریم های یک جانبه خود را تقریبا به همه حوزه های امکانپذیر زندگی اقتصادی ایرانیان سرایت دادند چرا که تصور می کردند جریانی وجود دارد که در انتخابات نتیجه خواهد گرفت «باید کدخدا را دید» و «تا زمانی که چرخ سانتریفویژها بچرخد چزخ زندگی نخواهد چرخید». بدون وجود این جریان، یعنی بدون حضور شبکه ای که استدلال ها، ادبیات و محاسبات امریکایی را درداخل ایران نمایندگی کرده و از طریق شکل دادن به دوقطبی های اقتصاد- امنیت ملی، برای آن سرمایه اجتماعی جور کند، تشدید خطی تحریم ها بی فایده است چرا که تحریم هرگز منجر به تغییر سیاست ها و امتیازدهی پای میز مذاکره از سوی ایران نخواهد شد. به عقیده من، یکی از اصلی ترین عواملی که امریکا را متقاعد کرده در شرایط فعلی تمرکز بیشتری بر برنامه موشکی ایران پیدا کند این است که توهمات امریکا در این باره که می تواند مسئله موشکی را بدل به عامل شکاف سیاسی و اجتماعی در داخل کند، تا حد خطرناکی تقویت شده است. آنچه امریکا به سرسختانه تر کردن مواضعش درباره برنامه موشکی ایران ترغیب می کند دیدن جمله «جهان آینده جهان گفت وگو ست نه موشک» از سوی یک مقام عالی رتبه ایرانی است نه تست موشکی سپاه که همواره انجام می شده و اکنون هم می شود. وقتی امریکا حس کند سخنگویانی قدرتمند در داخل ایران دارد، آن وقت بسیار سریع تر و ساده تر به این نتیجه می رسد که از طریق تشدید فشار یا محاسبات راهبردی را عوض کند یا اگر نشد حداقل شکاف های داخلی را عمیق تر نماید. تجربه تاریخی به ما می گوید منشا اصلی فشارها کسانی نیستند که تولید قدرت می کنند، بلکه منشا اصلی آنهایی هستند که غرب را به نتیجه بخشی فشار امیدوار می کنند. از این جنبه، نقش جریان غربگرا به عنوان مکمل پروژه فشار خارجی نیازمند بازشناسی فوری از سوی جامعه ایرانی است و الا با ادامه روند فعلی و تشدید «بهانه های طمع غرب در ایران» ممکن است روزی برسد که هر مسئله کوچکی که امریکا را ناراحت کند، سرمنشا تحریم هایی جدید علیه ایران باشد. همین حالا، یک راه میان بر برای ختم کردن همه این سرو صداها درباره برنامه موشکی ایران این است که امریکا متقاعد شود درباره این برنامه میان دولت و سایر بخش های حاکمیت اجماع کامل وجود دارد و برنامه موشکی موضوع مذاکرات درباره «برجام های بعدی» نیست. به محض اینکه چنین اجماعی به نحو قدرتمند ایجاد و با پیام هایی شفاف به طرف غربی منتقل شود، خواهیم دید که منحنی فشار به سرعت نزول خواهد کرد.  

 

 

 

http://sildenafilcitrategen.com/ http://vardenafilonline.org/