16/4/2 - 14:12
شماره مطلب : 2902
متن کامل

اروپا بايد بين آزادي فردي و مبارزه با تروريسم يکي را انتخاب کند

حملات اخیر پاریس و بروکسل نشان دهنده آن است که کشورهای اروپایی باید میان حفظ آزادی های فردی و تصمیم برای حذف ریشه های تروریسم اسلام بنیادگرایی در اروپا دست به انتخاب بزنند.

یورام شوایتزر[1]

مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی[2]

9 فروردین 1395 (28 مارس 2016)

 

حملات اخیر پاریس و بروکسل نشان دهنده مخمصه ای است که اروپا در آن گرفتار آمده و کشورهای اروپایی باید میان حفظ آزادی های فردی و تصمیم برای حذف ریشه های تروریسم اسلام بنیادگرایی در اروپا دست به انتخاب بزنند.

در عمل، ‌گزینه دوم (مبارزه با تروریسم) مستلزم نظارت دقیق تر بر مؤسسات مذهبی، ‌نظارت بیشتر بر سازمان های متعدد خیریه و همچنین ایجاد سیستم های امنیتی قوی در اماکن عمومی است. تأثیر گزارش های مربوط به اقدامات ظالمانه داعش، تخریب و نابودی که این گروه تروریستی بوجود می آورد و همچنین عملیات های تروریستی آن در پایتخت های مهم اروپایی، همه و همه آمادگی مردم اروپا برای پذیرش نقض برخی از اصول مهم و مقدس را می طلبد. برای پیشگیری از شکاف کامل در روابط میان اکثریت جمعیت اروپای غربی و 50 میلیون مسلمانی که در آنجا زندگی می کنند، رهبران اروپا باید جمعیت مسلمان و رهبران آنها را متقاعد سازند که باید به دنبال زندگی صلح آمیز باشند و در نظام اجتماعی اروپا ادغام شوند تا مبارزه علیه تروریسم به عنوان نبرد علیه اسلام تلقی نشود. یک نگرش مثبت این است که اکثریت مسلمانان ساکن اروپا را متقاعد کنیم تا در مبارزه علیه تروریسم سلفی گری و جهادی مشارکت کنند؛ بسیار مهم است که این بخش از جمعیت جامعه (مسلمانان) را بخشی از مشکل قلمداد کنیم.

حمله تروریستی 22 مارس در بروکسل، هم افراد محلی را شوکه کرد و هم امواج شوک آوری روانه کل اروپا ساخت. ارتباط میان حمله بروکسل و حمله نوامبر 2015 پاریس آشکار است. یافته های اولیه تحقیقات و دستگیری مظنونان مرتبط با هر دو حادثه، مشخص ساخت که یک شبکه تروریستی واحد در پشت این حملات قرار داشته است. اما نکته مهم تر این است که این حملات تروریستی به دستور داعش در سوریه و از طریق واحد تروریسم بین المللی این گروه صورت گرفته است. همین واحد بود که اعضای کلیدی شبکه را اعزام کرد و آنها را آموزش داد و به نام داعش و به نمایندگی از آن، آنها را آماده انجام حملات تروریستی در اروپا ساخت. داعش بدین وسیله به هر کسی که تردید داشت ثابت کرد نیروهایی که از داوطلبان غربی به سوریه در سال های اخیر جذب کرده صرفاً‌ برای انجام حملات انتحاری در عراق و سوریه و راه انداختن تبلیغات نبوده است، بلکه آنها را به منظور انجام حملات تروریستی در خود غرب تربیت کرده است. از آنجا که این داوطلبان غربی تعدادشان به هزاران نفر می رسد {برآوردهای مختلف این عدد را بین 5 تا 7 هزار نفر نشان می دهد} می توان گفت که حملات تروریستی این داوطلبان در اروپا چندان کم نباشد و برخی از این حملات ممکن است با موفقیت صورت گیرند.

این دیدگاه که مورد پذیرش بسیاری از سرویس های اطلاعاتی غرب است هنوز به ذهن رهبران کشورهای اروپایی نفوذ نکرده یا دست کم به اندازه کافی به آنها انگیزه نداده تا اقدامات عملی برای جلوگیری از این حملات انجام دهند. این انفعال رهبران اروپایی به این امید صورت می گیرد که این تهدیدات تحقق نیابند، ‌امید آنها بر مبنای این فرضیه نادرست است که داعش تلاش های خود را بر تثبیت حضور خود در خاورمیانه متمرکز کرده است و در نتیجه از راهبرد تروریسم بین المللی که پیشتر به شبکه القاعده منسوب می شد اجتناب کند. حملات فرانسه و بلژیک و همچنین سایر حملات تروریستی ناکام در سال گذشته در غرب اروپا، باید رهبران اروپایی را به تحرک وا دارد تا سیاست ملموسی برای پیشگیری از چنین حملاتی در پیش گیرند. چنین سیاستی مستلزم اولویت بندی در میزان آمادگی های بین سازمانی و سازمانی است، مثلاً، تخصیص منابع و ابزارهای کافی؛ آموزش پرسنل حرفه ای و متخصص؛ حمایت قوی از آژانس های اطلاعاتی، پلیس، نهادهای مجری قانون به گونه که آنها بتوانند به طور مؤثر با موج تهدیدات احتمالی مقابله کنند.

این نخستین بار نیست که اروپا در دوره مدرن قربانی موجی از حملات تروریستی در شهرهای خود شده است. در دهه های 1970 و 1980، فلسطینی ها و سازمانی های تروریستی غرب اروپا و به دنبال آنها در دهه 1990، تروریست های شیعه لبنانی به دستور ایران حملات تروریستی متعددی در شهرها، فرودگاه ها، و هواپیماهای تجاری انجام دادند. پس از آن هم اعضای القاعده و شاخه های مرتبط با آن عملیات های تروریستی گسترده ای در اوایل قرن 21 انجام دادند و در سال 2001، حوادث یازده سپتامبر را در آمریکا رقم زندند. مبارزه بین المللی علیه تروریسم القاعده و شاخه های آن باعث خنثی شدن بسیاری از حملات تروریستی دیگر شد تا اینکه داعش ظهور کرد و اکنون اردوگاه جهاد را در دنیا رهبری می کند. داعش یک گروه تروریستی است که قلمرو وسیعی را در کنترل خود دارد و دارای قدرت اقتصادی و نیروی انسانی بسیار بیشتری در مقایسه با القاعده و شاخه های آن دارد. اما، دانش و تجربه به دست آمده در نبرد علیه القاعده همچنان برای مبارزه با داعش سودمند است، به گونه ای که می توان از راهبردی که علیه القاعده استفاده شد در مبارزه با شیوه های تروریستی داعش و نحوه عملیات های آن استفاده کرد.

هماهنگی های اخیر میان ترکیه و اتحادیه اروپا برای بستن دروازه های اروپا به روی موج آوارگان سوری و سایر نقاط جنگ زده در خاورمیانه و شمال آفریقا نشان دهنده تغییری عملی در نگرش اروپا در قبال تنش میان حقوق افراد و امنیت افراد است. اگرچه لازم است به محدودیت هایی که در یک نظام قانونی وجود دارد احترام گذاریم، اما بروز نوعی منازعه سیاسی عمومی در اتحادیه اروپا میان حامیان رویکرد لیبرال و طرفداران رویکرد محافظه کارانه امری محتمل است.

از بازی کردن در زمین داعش باید با هر هزینه ای اجتناب شود. داعش علاوه بر اهدافی چون، انجام حملات تروریستی در غرب، تضعیف احساس امنیت شهروندان اروپایی، ترساندن رهبران این کشورها از ادامه حملات هوایی در سوریه، عراق و لیبی، ‌هدف اصلی دیگری نیز دارد: تحریک و ایجاد درگیری های خشونت آمیز میان اروپاییان و جمعیت بزرگ مسلمانان ساکن غرب. این هدف را می توان در جدیدترین سخنرانی خلیفه خودخوانده داعش، ابوبکر البغدادی مشاهده کرد؛ مبنای رویکرد البغدادی، هجرت ده ها و هزاران مسلمان از سراسر دنیا به سمت خلافت جدید اوست. بنابراین، او با مهاجرت صدها هزار مسلمان از قلمرو داعش به اروپا به شدت مخالف است و به این آوارگان هشدار داده که در خواب و خیال این نباشند که غرب از آنها استقبال کند و با آغوش باز پذیرای آنها شود و به لحاظ حقوقی و ارزشی مانند سایر شهروندان با آنها برخورد کند. بیانیه های ضد اسلامی، ‌مانند بیانیه هایی که دونالد ترامپ نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا منتشر می کند، و واکنش های تند و بدون تبعیض علیه مسلمانان اروپا در واکنش به اقدامات تروریستی که صورت می گیرد، احتمالاً ‌در راستای اهداف البغدادی خواهد بود.

مسئله دیگر به روابط میان اروپا و اسرائیل مرتبط می شود. سال هاست که این روابط تحت الشعاع انتقاد شدید موسسات اتحادیه اروپا علیه سیاست های اسرائیل در قبال فلسطینی ها، بویژه در زمینه شهرک سازی قرار داشته است. اما، با وجود احتمال درک بیشتر اروپایی ها از اقدامات سختگیرانه اسرائیل علیه تروریست ها و محیط اطراف خانواده های آنها در اسرائیل، نمی توان گفت که چنین درکی به پذیرش سیاست اسرائیل در این قلمروها شود. برعکس، اروپا احتمالاً‌به انتقادات شدید خود از اسرائیل به شکل روزافزون ادامه می دهد تا افکار عمومی مسلمانان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا را تحت تأثیر قرار دهد. موفقیت در مبارزه علیه تروریسم با ریشه های ایدئولوژیک اسلامی، بدون تردید به نفع اسرائیل است، اما مهم است که اسرائیل خود را در خط مقدم این نبرد قرار ندهد. اسرائیل قابلیت های زیادی در جنگ بر ضد تروریسم در اختیار دارد و اگر از اسرائیل درخواست شود، باید در این زمینه کمک کند. بیانیه های رسمی انتقادی و غیرانتقادی نه به کشورهای که مورد هدف حملات تروریستی قرار می گیرند کمکی می کند نه به اسرائیل.

 

 


[1] Yoram Schweitzer

[2] http://www.inss.org.il/index.aspx?id=4538 ampersand articleid=11648

 

http://sildenafilcitrategen.com/ http://vardenafilonline.org/